آروشای من
آروشای من
بیست و هفت مرداد سال 1396 ساعت 17:45 آروشای من چشم به دنیای ما باز کرد و زندگی ما رو غرق شادی کرد
تاريخ : شنبه 28 اسفند 1395 | نویسنده : مامان نادیا
بازدید : 2 مرتبه

دو روز دیگه عقد دایی رضاس و مامانی به خاطره این که تو رو توی وجودش داره نمیره اهواز که مبادا اذیت بشی بابایی تنها میره و منم سال 96 کنار بابا بزرگ و مادربزرگت(خانواده پدری) شروع میکنم



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 16 اسفند 1395 | نویسنده : مامان نادیا
بازدید : 2 مرتبه

امروز دومین سونو رو انجام دادم به عبارتی سونوی NT که خیالمون از سندروم و بیماری های کروموزومی راحت بشه. چون بابایی سرکار بود خودم تنها رفتم و این بار به خانم دکتر گفتم میخوام صدای قلب بچمو بشنوم حس غیر قابل وصفی بود خدا رو شکر همه چیز طبیعی و نرمال بود شکر برای همه چیز



موضوع :
تاريخ : جمعه 8 بهمن 1395 | نویسنده : مامان نادیا
بازدید : 2 مرتبه

امروز روز فوق العاده ای برای من و بابایی بود اولین سونوگرافی رو در مرکز شفا نجف اباد انجام دادم و قلب کوچیکتو توی مانیتور دیدیم و من رسما مادر شدم من و بابا خوشحال شیرینی به دست رفتیم خونه خاله ندا



موضوع :
تاريخ : جمعه 10 دی 1395 | نویسنده : مامان نادیا
بازدید : 2 مرتبه

چون من خیلی استرس داشتم ک مبادا خدایی نکرده مشکلی پیش بیاد بابایی تصمیم گرفت منو ببره اصفهان که کناره مامان گلی و بچه ها آروم تر باشم و تو هم در کمال آرامش تو دل مامانی رشد کنی صبح زود راهی شدیم و تا ظهر رسیدیم



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 6 دی 1395 | نویسنده : مامان نادیا
بازدید : 2 مرتبه

این اولین پستیه که واست میزارم. امروز از طریق بی بی چک متوجه شدم که تو رو تو دلم دارم خیلی خوشحال شدم از این که خدا خیلی زود خواسته ما رو اجابت کرد. اولین نفر به مامان گلی خبر دادم و گفتم به کسی نگو اخه هنوز مطمین نیستم. شب که بابایی اومد خونه به اونم گفتم و حسابی خوشحال شد



موضوع :
صفحه قبل 1 صفحه بعد
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 2 نفر
بازديدهاي ديروز : 30 نفر
بازدید هفته قبل : 2 نفر
كل بازديدها : 46 نفر
امکانات جانبی

0.13809585571289